أبو الحسن الشعراني
437
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
ترك وسائل . عابد به معامله توسّل جويد و عالم به مكاشفه راه رود و عارف به معاينه نظر كند . عابد فكر در اين آيه كند كه : يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً . « 1 » و عالم نظر در اين آيه دارد كه : أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 2 » و عارف از اين كلمه در نگذرد : قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ . « 3 » علّامه شعرانى : علماى آن زمان از نقل سخنان عرفا و بزرگان صوفيه احتراز نمىجستند و اين تنفّر كه در عصر اخير از آنها پيدا شده است ، به علّت تظاهر جماعتى مردم لاابالى به تصوّف است ، بدنام كنندهء نكونامى چند . امّا عرفاى سلف همه علماى متشرّع بودند . سخن حقّ را بايد از هركس فراگرفت . « 4 » وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما . « 5 » مؤلف : امّا آن نصاب كه در او قطع واجب باشد ، در او شش قول گفتهاند : يك قول آن است كه دانگ و نيم باشد و اين مذهب ماست و مذهب شافعى و اوزاعى ، لقوله عليه السّلام : « القطع في ربع دينار » . قول ديگر ، در سه درم و آن قيمت سپرى باشد و اين مذهب مالك انس است . علّامه شعرانى : در آن عهد اين قيمت سپر بود . « 6 » مؤلف : و بيشتر فقها گفتند از بند دست بريدن ، و خوارج گفتند از دوش بايد بريدن از كتف ، چنانكه دوش نيز مقطوع باشد . امّا قطع پاى هم چهار انگشت بايد بريدن و نيمهء پا و پاشنه رها بايد كردن و انگشت مهين . علّامه شعرانى : قطع به اين كيفيّت ميان فقهاى ما مشهور نيست ، بلكه گويند : از
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 185 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 . ( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 3 ، ص 236 . ( 5 ) . مائده ( 5 ) آيهء 38 . ( 6 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 198 .